می : از فرزندان آدم هستم
ه : از وضعیت موجود راضی هستی ؟
می : خدا را شکر ، فعلا که نفسی می آید و می رود و
ه : می دانی اینکه خدا امام زمان را از تو گرفته برای این است که می خواهد از وضع موجود ناراضی باشی ؟
می دانی وقتی هنوز از آدمیت کم داری حداقلش این است که باید از وضعیت خود ناراضی باشی ؟
می : بگذار راحت باشم و زندگی ام را بکنم
ه : آیا تا بحال توانسته ای راحت باشی و زندگی ات را بکنی ؟
می : ...
ه : وضعیت موجود همیشه هرچقدر هم خوب باشد بد است. اینکه خدا را بیشتر از یک حد خاصی نمی بینی و نمی شنوی و درک نمی کنی ، این بد است
وقتی به آسمان و زمین و درختان نگاه می کنی خدا را می بینی و می شنوی ؟
حد اقل آدمیت این است که تو بفهمی چه چیزی را کم داری و درد نداشتنش را حس کنی
انسان راحت و راضی و شاد و خندان و غافل و ... از دایره ی آدمیت خارج شده است
برچسب:
نویسنده: متین پورحسین