خرید بک لینک
این نگرش که خدا کمک می کند

پس -> نتیجه می گیریم که منتظر کمک خدا بمانیم و کاری نکنیم

این نگرش جواب نمی دهد ، شکست خورده است و هر جایی هم این نگرش را به کار بگیریم به شکست بر می خوریم و خواهیم خورد ، چون این از زیربنا مشکل دارد

این نگرش همان چیزی است که مذهب را افیون توده ها/خلق می کند

این نگرش غلط و از اساس اشتباه ، انسان ها را فلج می کند و از کار کردن و حرکت باز می دارد

آیا خدا کمک می کند؟

بله خدا کمک می کند و در هر لحظه در امور دنیا مداخله می کند و در نحوه ی عملکرد المان های موثر در زندگی افراد و نحوه ی اداره ی جوامع تغییر و تحول ایجاد می کند

اما اگر از چگونگی شکل گیری این تغییر و تحول نا آگاه باشیم آنقدر منتظر کمک خدا می مانیم تا علف زیر پایمان سبز بشود

خدا یک شخصیت دارد با خصوصیات و ویژگی های مخصوص خودش که هیچ موجود دیگری این خصوصیات را ندارد.

بله ، انسان های خوب مثل پیامبران و ائمه و اولیاء خدا می توانند از نظر شخصیت نزدیک بشوند به شخصیت خدا ، اما یک مخلوق محدود است و هرگز نمی تواند نسبت به نامحدود شناخت کامل پیدا کند و کاملا مطابق خواست او رفتار کند. چرا ؟

در چگونگی عملکرد یک انسان دو تا پارامتر موثر است:

1- شناخت و آگاهی

2-اجرا و عملکرد بر اساس شناخت و آگاهی

1-تعریف شناخت: مجموعه ی اندوخته های علمی، تجزیه و تحلیل ها و فهم و آگاهی نسبت به یک موضوع

2- تعریف عملکرد: مجموعه ی رفتار ها و عملکرد های یک انسان در تلاش برای به انجام رساندن یک کار

مثال: یک دانش آموز می خواهد برای امتحان درس بخواند و درس را پاس کند.

او ابتدا باید نسبت به مواد درسی شناخت و آگاهی کسب کند و به میزانی که بتواند شناخت و آگاهی خود را افزایش بدهد شانس بیشتری برای عملکرد بهتر در امتحان دارد ، اما نکته ی مهم اینجاست که حالا هرچقدر هم که شناخت از مواد درسی بالا باشد تضمینی وجود ندارد که او بتواند در هنگام به کار گیری این شناخت و آگاهی (که سر جلسه ی امتحان است) موفق باشد، او هرچقدر هم که بخواند و بفهمد و شناخت و آگاهی کسب کند نمی تواند مطمئن باشد که در عمل هم موفق خواهد بود. عملکرد اساسا مسئله ی دیگری است.

در مرحله ی بعدی باید بتواند در هنگام به کار گیری این آگاهی که همان عملکرد در سر جلسه ی امتحان است موفق بشود. برای همین توصیه می کنند که حتما خوب بخوابید ، تغذیه ی مناسب داشته باشید، به موضوعات حاشیه ای فکر نکنید ، استرس نداشته باشید و ...

حالا دو تا سوال مطرح می شود:

1- آیا کسی که تلاش کرده که شناخت و آگاهی نسبت به یک موضوع پیدا کند، می تواند ادعا کند که همه چیز را در آن موضوع فهمیده است و مطلب و مبحثی در آن موضوع وجود ندارد که او آنرا متوجه نشده باشد یا نسبت به آن علم پیدا نکرده باشد؟

2- آیا کسی که شناخت و آگاهی لازم را کسب کرده می تواند مطمئن باشد که در هنگام بروز رفتار بر اساس این آگاهی و هنگام به کار گیری این شناخت و آگاهی اشتباه نمی کند و همه چیز را درست و دقیق انجام می دهد؟

راهنمایی: در سوالات فوق، آرایه ی استفهام انکاری به کار گرفته شده است.

بهترین شناخت نسبت به خداوند، شناخت پیامبر اکرم (ص) است که از این شناخت بالاتر، شناخت خود خداوند نسبت به خودش است.

سوال : آیا شناخت پیامبر اکرم (ص) نسبت به خداوند ، بی عیب و نقص ، و کامل است؟

اگر جواب این سوال را مثبت می دهید ، یعنی فکر می کنید که شناخت پیامبر نسبت به خدا کامل و بی عیب و نقص است ، شما را دعوت می کنم که مراجعه کنید به تفسیر سوره ی کهف ، زمانی که یهودی ها از پیامبر در مورد اصحاب کهف پرسیدند و پیامبر فرمود الان میرم از خدا می پرسم که خدا حسابی بهش بر خورد و این آیه را نازل کرد:

وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا ﴿۲۳﴾

و زنهار در مورد چيزى مگوى كه من آن را فردا انجام خواهم داد (۲۳)

پیامبر پیش خودش فکر می کرد که اگر برود و از خدا بپرسد خدا جواب او را می دهد ولی خدا تا سه روز قهر بود و سایلنت بود و رد تماس می داد.

این یک مثال است از اینکه پیامبر ما که بالاترین شناخت را از خداوند دارد نیز شناختش از خدا بی عیب و نقص نیست و این عدم شناخت صحیح باعث شد در عملکرد دچار خطا بشود و خدا باهاش قهر کند و رد تماس بدهد.

خدا گاهی وقتا بهش بر می خورد ، حالا اون که پیامبر بود خدا باهاش سه روز قهر کرد ، با ما چکار می کند


دوتا سوال و جواب:

1-شناخت ما از خدا در چه حد است؟
ما خدا را نمی شناسیم و در مرحله ی شناخت نمی توانیم ادعایی داشته باشیم. عدم شناخت هم ،مثل عدم آمادگی دانش آموز برای امتحان است. وقتی شناخت درستی نداری، این عدم شناخت ، عملکرد تو را نیز تحت تاثیر قرار می دهد و مسلما دچار خطای محاسباتی می شوی.

2-عمل ما در برابر خدا چگونه است؟
ما در آن جاهایی که نسبت به خدا و خواسته ی خدا شناخت داریم هم خطا و اشتباه می کنیم، دیگر چه برسد به جاهایی که شناخت نداریم.

در مناجات ها و استغفار ها نیز ائمه و اولیاء خدا ، از خدا به خاطر خطاهایی که از آنها در حال بی خبری و غفلت سر زده نیز طلب بخشش می نمایند و این نشان می دهد که خداوند با خطا و اشتباهات ناشی از غفلت نیز مشکل دارد.

این ها همه باعث می شود که ما نتوانیم مطمئن باشیم که خداوند حتما ما را کمک خواهد کرد و با یک امید واهی و توخالی نسبت به خداوند زندگی می گذرانیم و این افیون است.

این مانع پیشرفت فرد و اجتماع است.

جامعه ی ما عقب مانده است به خاطر وجود افرادی که امید واهی دارند و کار نمی کنند و دعا می کنند که خدایا جامعه ی ما را پیشرفت بده و مشکلات ما را حل کن و خداوند هم جامعه ی ما را پیشرفت نمی دهد و مشکلات ما را حل نمی کند.

می نشینند پای درس حوزه و قرآن و سخنرانی می کنند و بعد دعا می کنند که خدایا مشکلات جوانان را حل کن و خداوند هم مشکلات جوانان را حل نمی کند.

می گویند خدایا مشکلات بانکی را حل کن و این وام ها و اوضاع داغون ما را مرتفع بنما و ملائکه ملتمسانه به خداوند نظر می نمایند و خداوند نیز می فرماید: مرتفع نمی نمایم.

خوب این ها به خاطر این است که اولا ما شخصیت و اخلاق خداوند را نشناخته ایم، و دوما در رفتار و عملکرد جوری نیستیم که خدا از ما خوشش بیاید و کیفور بشود و به ملائکه ی خویش بفرماید : کیف نمودم بروید کارش را راه بیندازید و سر کیفش بیاورید.

باید چکار کرد تا مشکلات ما حل بشود؟

اگر کاری باید انجام بشود باید جلسه ی دعا برگزار کنیم و دعا کنیم که خداوند مشکلاتمان را حل کند و ظهور امام زمان (عج) را برساند تا مشکلات ما حل بشود

راهنمایی: در جمله ی فوق آرایه ی طعنه به کار گرفته شده است.

جواب صحیح این است که بله برویم دعا کنیم که خداوند در امور ما مداخله کند و مشکلات را حل کند اما آیا ما نزد خدا عهدی گرفته ایم که خداوند ما را یاری می نماید ؟

آیا خداوند مسئول بر آورده کردن خواسته ها و نیازهای ماست؟

آیا واقعا ما می توانیم خدا را مجبور کنیم که برای ما کاری انجام بدهد؟

پس دعا کافی نیست. انسان ها و جوامع بسیاری وجود دارند که خدا را نمی شناسند و با ادیان انحرافی زندگی می کنند و دین انحرافی هم یعنی شناخت انحرافی و ناصحیح

و در عین حال موفق تر از جامعه ی ما و افراد جامعه ی ما و ما هستند.

این یعنی اینکه اگر دعا هم نکنیم و فقط بلند بشویم برویم کار را انجام بدهیم انجام می شود و پیشرفت صورت می گیرد.

جواب ساده است: برای به انجام رساندن کار ، باید آن کار را به انجام برسانیم. حالا اگر دعا کنیم، خدا ممکن است دعا را بپذیرد و کمک مان کند. ممکن هم هست نپذیرد و کمک مان نکند. خدا که بدهکار ما نیست. البته این امید داشتن به خدا خیلی خوب است و روحیه می دهد که آدم کار کند ولی لزوما کمک نمی رسد.

پس جواب بسیار ساده می شود : برخیز ، بلند شو ، بنشین ، تکان بخور ، حرکت کن و کار را انجام بده.

برچسب: نویسنده: متین پورحسین تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 15:30

صفحه بندی