سوره مبارکه النساء آیه ۷۶الَّذينَ آمَنوا يُقاتِلونَ في سَبيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذينَ كَفَروا يُقاتِلونَ في سَبيلِ الطّاغوتِ فَقاتِلوا أَولِياءَ الشَّيطانِ ۖ إِنَّ كَيدَ الشَّيطانِ كانَ ضَعيفًا﴿۷۶﴾کسانی که ایمان دارند، در راه خدا پیکار میکنند؛ و آنها که کافرند، در راه طاغوت [= بت و افراد طغیانگر]. پس شما با یاران شیطان، پیکار کنید! (و از آنها نهراسید!) زیرا که نقشه شیطان، (همانند قدرتش) ضعیف است.کفار در راه طاغوت قتال می کنند ، و کسانی که ایمان آورده اند در راه خدا قتال می کنند. به نظر من چون این حالت دستوری ندارد و حالت خبری است ، یعنی اینکه این کار را می کنید ، حالا چه بخواهید چه نخواهید.
ابلیس و یارانش در دنیای تاریکی و یارانش در دنیای روشنی همواره در حال ستیز با اسلام هستند و از این کار دست بر نمی دارند.
یکی از مهم ترین و استراتژیک ترین جاهایی که به آن حمله می کنند رهبر جامعه ی اسلامی است. زمانی که رهبر جامعه اسلامی رسول خدا (ص) است چگونه به او حمله می کنند؟ آیا یاران ابلیس در دنیای تاریکی کاری از دستشان بر می آید؟ آیا یاران ابلیس در دنیای تاریکی می توانند پیامبر را "وسوسه" کنند و او را گمراه کنند؟ نه ، پس یاران ابلیس در دنیای روشنی باید این کار را انجام دهند، یهودیان بی دین سعی می کنند پیامبر را بکشند، و تا آخر در این راه تلاش می کنند تا زمانی که می گویند یک پیرزن یهودی توانست پیامبر را مسموم کند و به شهادت برساند.
زمانی که رهبری اسلام به دست ابوبکر می افتد که خوب نان ابلیس در روغن است و وقت جشن گرفتن. هم نیروها در دنیای تاریکی و هم نیروها در دنیای روشنی در دست ابلیس است. ابوبکر و عمر و عثمان که نیروهای خودی ابلیس هستند و افسار بر گردنشان ، هرکاری می خواهد به واسطه ی آنها انجام می دهد. متعه را حرام می کنند تا جوان های مسلمان به زنا کشیده شوند، و به جایش نماز مستحبی در دین مانیوفکچر می کنند. حالا می گویند نماز را هم به فساد بکشیم، دیدیم ایرانی ها در مقابل پادشاهان شان دست روی هم می گذارند به نشانه ی احترام ، خوب این را وارد نماز کنیم که خود نماز هم از حالت اصلی خود با رمز و رموز خاص خود تغییر کند که اثرش را از دست بدهد. حرف زدن وسط نماز هم اشکالی ندارد. تا می توانند جشن می گیرند و می تازند و از بین می برند دین را.
رهبری جامعه ی اسلامی به دست علی علیه السلام می افتد. دوباره نیروهای دنیای تاریکی بی اثر می شود، چون علی نه وسوسه می شود و نه گمراه. نیروهای دنیای روشنی باید با او بجنگند تا او را از بین ببرند. یهودی ها یک نفر را پیدا می کنند و او را تطمیع می کنند او ابن ملجم مرادی است که با علی علیه السلام بیعت کرده است. تطمیع اثر می کند و ابلیس و یارانش از میان مسلمان ها عامل پیدا می کنند و از طریق او رهبری جامعه ی اسلامی را از میان بر می دارند.
زمان امام حسن علیه السلام می شود. همسر امام حسن علیه السلام از عوامل ابلیس می شود و امام را از بین می برد.
زمان امام حسین علیه السلام می شود. کوفیان ابراز محبت و علاقه می کنند به امام حسین علیه السلام و نامه می نویسند. از قضا یاران ابلیس در دنیای روشنی فراوان شده اند ، یکی از آنها به نام ابن زیاد می شود حاکم کوفه. آنها را تهدید می کند ، آنها از تهدید یاران ابلیس می ترسند ، خودشان به خاطر ترس از عوامل ابلیس می شوند، می روند رهبری جامعه ی اسلامی را از بین می برند.
از طرفی
عمر سعد هم که از کودکی با حسین علیه السلام هم بازی بوده است و دوست بوده اند تطمیع می شود و وعده ی حکومت ری به اون داده می شود و او از عوامل ابلیس می شود، به جنگ می رود، زمانی که می خوست حسین را بکشد، حسین به او گفت: عمر سعد از تو بدبخت تر توی این لشکر پیدا نمی شود که مرا بکشد؟ عمر سعد خجالت کشید و برگشت. زمانی هم که می خواستند حسین علیه السلام را شهید کنند ، حضرت زینب سلام الله علیها می گوید : ابن سعد آیا حسین را می کشند و تو آن را نظاره می کنی؟ آنقدر عمر سعد گریه می کند که ریش هایش خیس می شود. ولی می ایستد تا حسین علیه السلام را بکشند و بعد هم که به خیمه ها حمله می کنند عمر سعد می گوید: نامرد ها به خیمه ها کاری نداشته باشید.
وااااای بر کسانی که می دانند دارند چه غلطی می کنند و آن را انجام می دهند ، وای بر آنها ، وای ! از روی شوق به حکومت و ریاست حسین علیه السلم را کشت ! و وای بر آنهایی که از ترس یاران ابلیس، از عوامل ابلیس شدند و حسین را کشتند ! و واااای و آ....ه... بر آنهایی که تطمیع شدند ! و از شوق رسیدن به طمع شان حسین علیه السلام را کشتند !
___________________________________________________________________________
رهبری حامعه ی اسلامی حضرت مهدی علیه السلام و ارواحنا له الفداء ، غایب است. خدا با اعمال و اتفاقات دنیا به ما حرف می زند. خدا با غایب نمودن مهدی علیه السلام به ما چه می گوید؟
می گوید: این یکی دیگر نه ! این یکی را دیگر نمی گذارم مظلوم کنید و او را از بین ببرید. برای رسیدن به او باید خودتان را هلاک کنید و آنقدر از زمین و زمان بلا بکشید که حساب کار دستتان بیاید. پوست از سرتان می کنم تا او را بیاورم در میانتان ، داعش می آورم تا سر ببرند ، آمریکا می آورم تا ابن زیاد زمانه ی شما شود و شما را تهدید کند ، یهودی می آورم تا شما را تطمیع کند ، و نه امام معصوم ، کور خوانده اید! بلکه یکی از صالحان را به رهبری شما می گمارم! عمر سعد ها در میان تان قرار می دهم تا با تطمیع ، حسین کش بشوند! کوفیانی در میان تان قرار می دهم که با تهدید ابن زیاد زمان تان حسین کش بشوند! این بار کور خوانده اید بگذارم عمر سعد هایتان حسین زمان را بکشند ، اگر آنقدر بی شعور بودید همان صالحی که در میانتان است همان را می کشند. (خدا به ما رحم کند و ایشان را برای ما حفظ کند)
آنقدر فتنه بر سر و رویتان می بارم که حساب کار دستتان بیاید و وقتی مهدی را میان تان می فرستم دیگر مسخره بازی تان گل نکند و با قدرت و صلابت دور او را بگیرید و از او اطاعت محض کنید.
برچسب: void main (void),void main void in c,void main void means in c,void main(void) in c language,void main void emperor,void main void java,void main void function,void main void c programming,void main void retu,void main (void) bedeutung,
نویسنده: متین پورحسین
تاريخ: يکشنبه
16 آبان
1395 ساعت: 10:30