خرید بک لینک

سوره مبارکه
الأنعام آیه ۱۱۶
وَإِن تُطِع أَكثَرَ مَن فِي الأَرضِ يُضِلّوكَ عَن سَبيلِ اللَّهِ ۚ إِن يَتَّبِعونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِن هُم إِلّا يَخرُصونَ﴿۱۱۶﴾
اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می کنند؛ (زیرا) آنها تنها از گمان پیروی مینمایند، و تخمین و حدس (واهی) میزنند.


اگر از اکثر کسانی که در زمین هستند تبعیت کنی ، خداوند جلیل القدر آنها را آنقدر گمراه کرده است که چیزی جز ظن و گمان خودشان را پیروی نمی کنند و آنها تو را از راه خدا مثل خودشان گمراه می کنند




کذلک ، اینچنین است


استدلالی که برای الهی قمشه ای نوشته اند هم برای من بی اساس و بی منطق جلوه می کند البته به علم ایشان تواضع می کنم
و لا تقف ما لیس لک به علم
چیزی که نمی دانی فقط بگو نمی دانم و تبعیت نکن از ظن و گمان خودت
من به تو احترام می گزارم ؟ من فقط در صورتی احترام می گزارم که خدای من به من گفته باشد احترام بگزار
و به کسی که خدای من احترامی برای او قائل نیست من هم از خدایم تبعیت می کنم و احترام قائل نمی شوم
من اگر احترام بگزارم برای این است که خدای من به من گفته است احترام بگزار

حالا چرا این کار را می کنم؟
از خدای من می پرسند

سوره ی طه

قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا 125
میگوید: «پروردگارا! چرا نابینا محشورم کردی؟! من که بینا بودم!»
قَالَ كَذَٰلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا ۖ وَكَذَٰلِكَ الْيَوْمَ تُنسَىٰ 126
میفرماید: «آن گونه که آیات من برای تو آمد، و تو آنها را فراموش کردی؛ امروز نیز تو فراموش خواهی شد!»

قال : لم ؟
قال : کذلک

می پرسد : چرا ؟
خدا می گوید : کذلک ، همین است که می بینی

خدای من تنها دیکتاتور بر حق این عالم است. او دیکته می کند و من می گویم چشم

چرا ؟
چون خدایم دیکته کرده و من برده و بنده ی او هستم ، چه می توانی بکنی؟
جز خشمگین شدن بر من به خاطر اینکه فکر می کنی بی منطق هستم و جز فحش دادن به من کاری می توانی بکنی؟
فحش می خواهی بدهی ؟ بده ، بیا این سینه ی من ، سپر فحش هایت ، فحش بده
مسخره می خواهی بکنی ؟ بیا ایستاده ام مسخره کن
ولی هیچ غلط دیگری نمی توانی بکنی ، مرا تکان نمی توانی بدهی ، نمی توانی مجبورم کنی از تو تبعیت کنم
تو هیچی نیستی در این عالم ، هیچ چیزی هم جز ظن و گمانی که موجه جلوه می کند برایت تبعیت نمی کنی ، تو کسی هستی که خدای من تو را گمراه کرده است و بر قلبت مهر زده و بر بینایی ات پرده افکنده و بر شنوایی ات قفل زده، هیچ غلطی هم نمی توانی بکنی
پیروی کن از آنچه خدای دیکتاتور عزیز من بر تو دیکته کرده


هیچ کاری هم نمی توانی بکنی
اینکه علم اینچنین به نظرت منطقی جلوه می کند که از نسل میمون هستی می دانی علتش چیست؟

سوره مبارکه الأنعام آیه ۱۱۳
وَلِتَصغىٰ إِلَيهِ أَفئِدَةُ الَّذينَ لا يُؤمِنونَ بِالآخِرَةِ وَلِيَرضَوهُ وَلِيَقتَرِفوا ما هُم مُقتَرِفونَ﴿۱۱۳﴾
نتیجه (وسوسههای شیطان و تبلیغات شیطانصفتان) این خواهد شد که دلهای منکران قیامت، به آنها متمایل گردد؛ و به آن راضی شوند؛ و هر گناهی که بخواهند، انجام دهند!

و لیرضوه و لیقترفوا ما هم مقترفون
برای اینکه موجه جلوه کند برایت و تو به آن راضی شوی و بروی هرکاری می خواهی انجام بدهی

باز هم بپرس از من : چرا این چنین است که برایت توضیح دادم ؟
می خواهی پاسخ بدهم چرایی اش را تا بشنوی؟
پاسخ می دهم :

کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــذلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک

باز هم نمی شنوی
کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــری
کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوری
گنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگ هستی

بپرس : چرا کر و کور و لال و گنگ هستم ؟
پاسخ می دهم : کذلک ، خدای من دیکته کرده است که اینچنین باشد ، پس اینچنین است که شده است

___________________________________________________________________________
خدای من ستم نمی کند بلکه یک مرض هایی در دلتان هست که به قدری آن مرض ها اوضاعشان وخیم است که خدای من شما را به خاطر آنها هدایت نمی کند
ولی باز هم پاسخی منطقی نیست تا توجیه کند ... جز اینکه ... خودت می دانی : کذلک جانم ، کذلک

برچسب: void main (void),void main void in c,void main void means in c,void main(void) in c language,void main void emperor,void main void java,void main void function,void main void c programming,void main void retu,void main (void) bedeutung, نویسنده: متین پورحسین تاريخ: شنبه 1 آبان 1395 ساعت: 1:29

صفحه بندی