خرید بک لینک
بسم الله الرحمن الرحیم

یک زمانی بحث می شود بر سر اینکه دین از سیاست جدا نیست و یک عده دفاع می کنند و یک عده مقابل آن می ایستند و نظرهای دیگری می دهند.

بعضی کشور ها مثل ترکیه دین را از سیاست جدا کرده اند و مردم شان هم از روی عدم آگاهی نسبت به واقعیت ها و تبعات این سیستم حکومتی، راضی به نظر می رسند.

اما ، ما اوضاع مان فرق دارد. ما دین را جدی می گیریم و نه بازی و سرگرمی. می گوییم وقتی خدا یک حرفی می زند مگر می شود حرف دیگری جز حرف خدا در این عالم وجود داشته باشد که از حرف خدا درست تر باشد؟

آنها ایمان درست و درمان به خدا و اسلام ندارند و دین و قرآن و خدا و پیغمبر را بازی بازی گرفته اند. فکر کرده اند خدا دین فرستاده که اگر حوصله شان سر رفت بروند سراغ دین.

خدا همه چیز را برای ما تعریف کرده و ما گمراه نیستیم و عقل مان مثل آنها پاره سنگ برنداشته که برویم سراغ تراوشات فکر و افاضات یک انسان ِ محدود ضعیف که مغزش روی هم رفته دو کیلو نمی شود و هزاران و میلیون ها گوسفند از او تبعیت می کنند. ما می رویم سراغ آفریننده ی تمام مغز ها و فکر ها.

خدا تمام آدم های دنیا را که از روز اول خلقت تا پایان جهان زندگی کرده اند و می کنند در دو دسته ی کلی قرار می دهد:

1-مومن: کسی است که ایمان آورده

2-کافر: کسی است که ایمان نیاورده و خدا روی قلب او پرده افکنده که نتواند خدا را ببیند و حس کند

ج- موضوع ایمان به قدری پیچیده است که مسلمانی که اهل نماز و روزه است و قرآن می خواند ممکن است کافر باشد و اصلا از اول راه را نیامده باشد. ابلیس 6000 سال عبادت خدا را کرد بدون آنکه ایمان به خدا داشته باشد. این خیلی عجیب است.

مسلمانی که اهل نماز و روزه است ولی ایمان وارد قلبش نشده است کافر است، به اصطلاح به او می گوییم منافق. منافق تظاهر می کند به اینکه به خدا ایمان دارد و ادای ایمان را در می آورد.

(در دین های قبل از اسلام هم، همین ملاک صدق می کند. یک عده واقعا ایمان می آوردند، یک عده هم تظاهر به ایمان می کردند)

اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۲۵۷﴾

خداوند سرور كسانى است كه ايمان آورده اند آنان را از تاريكيها به سوى روشنايى به در مى برد و[لى] كسانى كه كفر ورزيده اند سرورانشان [همان عصيانگران=] طاغوتند كه آنان را از روشنايى به سوى تاريكيها به در مى برند آنان اهل آتشند كه خود در آن جاودانند (۲۵۷)

خدا تمام سرپرستی های جهان خلقت را، یعنی همه ی حکومت ها و پادشاهی ها و غیره را در دو گروه دسته بندی می کند:

1- ولایت الله : خدا فقط سرپرست مومنان است. نه سرپرست مسلمانان.

2- ولایت طاغوت : هر سرپرستی ای غیر از سرپرستی خدا یعنی ولایت طاغوت.

تمام تاریخ جهان را از اول خلقت تا پایان جهان می شود از این زاویه ی دید نگاه کرد.

هر پادشاهی و هر حکومتی و هر رهبری که از طرف خدا نباشد می شود ولایت طاغوت. مسیر حرکت همه شان هم در جهت فاصله گرفتن از نور و حرکت به سوی تاریکی و ظلمات است.

و تمام کسانی که نماینده های خدا هستند، سرپرستی شان ولایت الله است. یعنی تمام پیامبران الهی و ائمه اطهار علیهم السلام چون سرپرستی شان از سوی خداست ، همچنین تمام افرادی که توسط پیامبران و امامان به مسئولیت و سرپرستی همه یا گروهی از مومنان گماشته شده اند هم سرپرستی شان ولایت الله است چون از طرف خدا مجوز دارند. بقیه مجوز ندارند و سرپرستی شان غیر مجاز است.

علت اینکه ما از ولایت فقیه تبعیت می کنیم وجود احادیثی است که به ما نشان می دهد مسئولیت ما این است که در غیاب امامان معصوم از کسانی که عالم به علم دین هستند تبعیت کنیم. در غیر اینصورت این ولایت فقیه هم ولایت طاغوت می شد. رئیس جمهور ها هم تا وقتی که مورد تایید ولی فقیه باشند سرپرستی شان ولایت الله، و در صورتی که مورد تایید نباشد و مخالف باشند ولایت طاغوت هستند.

در مهم ترین و اساسی ترین بخش تاریخ، یهودی ها، نمی دانم مرض شان چیست، مهم ترین و استراتژیک ترین حکومت های طاغوتی که با خدا دشمنی کرده اند و با خدا و پیامبران الهی و با دین های الهی جنگیده اند، به دست یهودی ها اداره می شده است.

در داستان تولد حضرت محمد (ص)، می خوانیم یهودی ها تلاش کرده اند اجداد پیامبر را بکشند، برای اینکه پیش بینی کرده بودند خدا از فرزندان هاشم، پیامبر آخر الزمان را مبعوث خواهد کرد.

یهودی ها در داستان کربلا و آزار و اذیت اسرای کربلا نقش داشته اند.

یهودی ها در داستان مظلومیت حضرت علی علیه السلام و شهادت ایشان نقش داشته اند.

یهودی ها همچون کعب الاحبار در جعل احادیث و تحریف دین اسلام نقش داشته اسند.

در زندگی ائمه ی معصومین، گاهی می خوانیم مثلا زندانبان، یهودی بوده است. هیچ کاری هم که نکنند زندانبانی می کنند.

الان هم که ماشاءالله، تمام سیاست های جهان به دست یهودی ها دارد اداره می شود انتظار می رود این ها هنو همان مرضشان را حفظ کرده باشند و همچنان با خدا سر جنگ داشته باشند و به وضوح می بینیم که این موضوع درست است.

تمام عالم را هم بتوانند خر کنند، ما شیعه ایم ما حواسمان هست از این یک سوراخ نیش نخوریم.

حکومت آل سعود هم بنیان گذارش یک یهودی است به نام محمد ابن عبد الوهاب، که نامگذاری دین «وهابیت» از روی نام همین یهودی است.

تنها جایی که یهودیان رویش نفوذ کامل ندارند و نفوذشان نسبی است، ایران است. آن هم به خاطر سیستم حکومتی ولایت فقیه.

این یعنی ما تنها کشوری هستیم که ولایت طاغوت روی سر ما به طور کامل سایه نینداخته و سایه اش نسبی است. اما ...

این دلیل نمی شود که هر اتفاقی داخل کشور ما افتاد، مطلقا ولایت الله باشد و ما تحت ولایت طاغوت قرار نگیریم.

یک موضوع بسیار مهم در جامعه ی اسلامی وجود دارد به نام نفاق، یعنی تظاهر به ایمان در حالی که ایمان در قلب وارد نشده.

ولایت و سرپرستی ابوبکر و عمر و عثمان که تظاهر به اسلام می کرده اند که ولایت الله نیست.

الان هم سرپرستی و ریاست و سیادت کسانی که تظاهر به اسلام می کنند هم ولایت الله نیست.

چیزی که بچه شیعه ی آدم حسابی باید در مورد حرکت های سیاسی داخلی کشور بداند این است

ممکن است احزاب مختلفی بوجود بیایند و فعالیت کنند اما هر چند تا هم باشند و هر چیزی هم که باشند تنها در دو دوسته قرار می گیرند:

1- مومن

2- منافق

انسان ها در جامعه ی اسلامی ، برای ادامه ی حیات و برای به قدرت و منصب رسیدن، یا باید واقعا مسلمان و مومن باشند، یا باید تظاهر به اسلام و ایمان کنند.

در ایران دو حزب اصلی فعالیت می کنند. اصول گرا و اصلاح طلب.

اگر یک آدم عاقل از بیرون به کلیت قضیه نگاه کند، برایش سوال پیش می آید:

وجود بک حزب به نام «اصول گرا» یعنی اینکه حزب دیگری وجود دارد که به اصول اسلام و ولایت فقیه معتقد نیست؟ مگر اصلا چیزی جز گرایش به اسلام و تبعیت از اصول اسلام و ولایت فقیه باید وجود داشته باشد؟

این سوال، سوال بسیار عاقلانه ای است.

برای دانستن جواب این سوال یک مطلب مهم و متفکرانه وجود دارد که باید در مورد آن تفکر کنیم.

انسان های اهل علم می گویند باید اجازه ی حرکت نفاق و ابراز وجود منافقین را در جامعه ی اسلامی بدهیم و اجازه بدهیم که نفاق حضور پیدا کند و حرف بزند و عمل انجام بدهد تا معلوم بشود نفاق چیست و چکار می کند.

یک نکته ی ظریف و لطیف وجود دارد که خدای عزیز ما برای راهنمایی به مومنین، در قرآن به آن نکته اشار کرده است.

منافق خیلی حرف ها نمی تواند بزند، ولی یکی از حرف هایی که می تواند بزند این حرف است که در آیه ی ذیل بیان شده است:

وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ﴿۱۱﴾
و چون به آنان گفته شود در زمين فساد مكنيد مى گويند ما خود اصلاحگريم (۱۱)

وقتی به آنها می گوییم «چرا دارید خرابکاری می کنید؟» آنها می گویند «نحن مصلحون» = ما می خواهیم اصلاح کنیم = ما خواهان اصلاحات در جامعه هستیم = ما اصلاح طلب هستیم = راه شما درست نیست بگذارید ما بیاییم اصلاح کنیم = اعتدل باید داشته باشیم یعنی نباید تندروی کنیم ، بگذارید ما اصلاح کنیم

و زمانی که روی کار می آیند و سیاست را به دست می گیرند اصلاح شان این شکلی است: گروه ها و انجمن های دفاع از فلسطین و غزه را منحل می کنند و مرگ بر آمریکا و این حرف ها را تلاش می کنند از بین ببرند و سعی می کنند با آمریکا و اسرائیل ، زد و بند کنند و دوستی برقرار کنند

حالا آیا منفعتی هم نصیبشان می شود؟ ممکن است مردم فکر کنند اینها پول می گیرند تا این کار ها را بکنند در حالی که خداوند متعال در آیه ی بعد توضیح می دهد

أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِنْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿۱۲﴾

بهوش باشيد كه آنان فسادگرانند ليكن نمى فهمند (۱۲)

یعنی آقا جان، طرف شعور ندارد ، هالی اش نیست، نمی فهمد دارد چکار می کند. نه اینکه می داند و می فهمد و از روی آگاهی دارد خرابکاری می کند. پیش خودش فکر می کند دارد کار درست را انجام می دهد و فکر می کند دارد «اصلاح» می کند در حالی که دارد جنایت می کند.

حرکت نفاق در جامعه ی اسلامی از این زاویه به فعالیت خود ادامه می دهد. برای بقیه ی مردم که شیعه نیستند این حرف ها قابل فهم نیست ولی شیعه باهوش است و مطلب را می گیرد.

رهبر عزیز ما حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله) خودشان این بحث را به طور سر بسته یک بار مطرح کرده اند و لینک آن را اینجا قرار می دهم برای کسانی که اهل تفکر هستند:

استاد پناهیان هم این بحث را به طور نسبتاً سربسته مطرح کرده اند که شما را رجوع می دهم به آن بحث و لینک آن را در اینجا قرار می دهم:

سلام و درود خدا بر انسان هایی که از حق تبعیت می کنند.

خدایا ما را از بندگان خوب خودت قرار بده و ما را در بندگی خودت یاری کن و ما را عاقبت به خیر بفرما.

و صل الله علی محمد و آله الأطهرین، الاوصیاء الراضیین المرضیین

_______________________________

یک نکته : فرق منافق با کافر چیست؟

جواب این است که هیچ فرقی ندارند. هر دوتا کافر هستند. متنها یکی شان تظاهر به مسلمان و مومن بودن می کند، آن یکی تظاهر هم نمی کند(خدا پدرش را بیامرزد، اقلا رو راست است).

این یعنی چه؟

یعنی تمام آیه های قرآن که در مورد کافران هستند، در مورد منافقین هم هستند.


برچسبها: سیاست چیست, رابطه, دین و سیاست, رابطه دین و سیاست

برچسب: نویسنده: متین پورحسین تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 5:57

صفحه بندی