خرید بک لینک
خدایا

شادی هایم را از من سلب کردی

و خوشی زندگی دنیا را از من گرفتی

و اندوهی در دل من قرار دادی که نهایتی برای آن نبود

خدایا با آنکه قادر مطلق هستی ، همه ی آرزوهایم را تباه ساختی

به گونه ای که مرگ را بر زنده بودن ترجیح دادم

وقتی تو در قلب انسان نباشی

و ایمان به تو نباشد

مرگ بر زندگی

و مرده باد انسان تاریک دل ِ بی مقدار

اگر اعتقاد به یگانگی آفریدگار خود نداشتم

و معاد را باور نداشتم

لحظه ای این دنیای پست را ..

به قول شریعتی که در مورد یک انسان این را می گفت:

فلسفه به او آموخته بود که غوغا و تلاش و فریب حیات همه پوچ است و دروغین است و ابله فریب. دین به او آموخته بود که دنیا و هرچه در اوست پلید است و دلهای پاک و روحهای بلند را نمی فریبد و در این منجلاب جز کرمهای کثیفی که از لجن مست می شوند و به نشاط می آیند چیزی نیست.

لحظه ای این دنیا را تحمل نمی کردم

دنیایی که بعد از آن معاد نباشد

دنیایی که در آن خدایی وجود نداشته باشد

جای انسان عاقل و متفکر نیست

انسان عاقل حساب و کتاب می کند

که این رنج هایی که می کشم برای چیست ؟!

کجا جواب و نتیجه ی این رنج ها را می بینم؟!

اگر خدایی وجود نداشت و معادی نبود

چه موجود متفکر و عاقلی به این زندگی پر از رنج ادامه می دهد که من ادامه بدهم؟

___________

خدایا لبخند را از روی لب من برداشتی

و گویی قرن ها گذشت و نسل ها آمدند و مردند و رفتند

و بعد از آن چشم باز کردم در حالی که دنیا دیگر آن دنیای قبل نبود

نگاه می کردم و آدم ها را می شناختم و تعجب می کردم از اینکه آنها هنوز زنده اند

و هنوز زندگی در میان این انسان ها جاری است

و این تنها من بودم که مرگ را پشت مرگ، زندگی کردم

و چشم گشودم به دنیا در حالی که من نبودم و دنیا، آن دنیای قبل نبود

آدم ها دهان باز می کنند و حرف می زنند

و چه جهالتی از دهان آنها بیرون می تراود و دنیا را چون ابرهای سولفوری فرا می گیرد

و چه گاو مانند غذا می خورند

و چه گوسفند وار می خندند و می گریند

برای علف هرزه ها در لجن زار های دنیا

و باز دهان باز می کنند

تسبیح خدا را می گویند در حالی که نه خدا را می فهمند و نه کلماتی که از دهانشان بیرون می ریزد

انسان ها

این چهارپایانی که بر روی دوپا راه می روند و قادر بر تکلم هستند

تا حرف هایی بزنند که اگر گاو و گوسفند زبان داشتند ، مانند آن را

و چه بسا بهترش را می گفتند

اگر انسان ها شاخ داشتند و دندان گرگ ، از آنها استفاده می کردند

و حالا که ندارند ، زبان تنها سلاح شان است و با آن می درند و پاره پاره می کنند

همین است که وقتی انسان ها شمشیر در دست داشته باشند، از ریختن خون هم دریغ نمی کنند

و وقتی اسلحه در دست می گیرند، به ناحق، انسان می کشند و خون ها می ریزند

و وقتی پول دارند، با پول، گلادیاتور می خرند

دست و پای انسان بی دفاع را قطع می کنند

فلسطینی ها را اسیر می کنند و از آنها به عنوان مخازن قلب و کلیه و دست و پا برای خودشان استفاده می کنند

که اگر قلب ها و اعضایشان از کار افتاد ، از قلب ها و اعضای پیوندی انسانی استفاده کنند که بی دفاع است

مرگ بر انسان های بی خدا

مرگ بر انسان های رذل ظالم

مرگ بر حیوانات بی رحم و درنده در جسم انسان

به خدایم قسم اگر خدایم قلب مرا زنده کند و به من ایمان بدهد

همه شان را از دم تیغ می گذرانم

و یک قلاده از این حیوانات در جسم انسان را زنده نمی گذارم که خون انسان بی دفاع را بریزد

و انسان بی دقاع را مظلوم کند

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت توسط aMir |

برچسب: نویسنده: متین پورحسین تاريخ: دوشنبه 17 مهر 1396 ساعت: 0:05

صفحه بندی